محمد مهدى ملايرى
361
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اهميت و اعتبار فراوان بوده زيرا اينها را همچون پادزهرى در برابر استبداد حاكمان و سبكسريها و نابخرديهاى آنان به كار مىبردهاند ، و بىسبب نيست كه در ادبيات پارسى از پيش از اسلام تا دروههاى مختلف اسلامى و همچنين در ادبيات عربى اين رشته از سخنان حكمتآميز و پندآموز و حكايات و قصص نكتهدار و پرمحتوا پيوسته بازار رايجى داشته همچنانكه بىسبب نيست كه كتابى همچون كليله و دمنه كه بهترين نمونه از اين رشته از ادبيات است تا اين اندازه در ايران و اسلام شأن و آوازه يافته است . خطابهها ديگر از اين نوع نوشتهها كه آموختن آنها را به دبيران ديوان توصيه مىكرده و آگاهى از آنها را از فضائل ايشان مىشمردهاند خطابههايى بوده كه از شاهان ايران روايت مىشده و معمولا حاوى نكاتى در ادب و حكمت بودهاند . اين خطابهها بر دوگونهاند يكى آنها كه براساس رسم و آيينى كه از قديم در ايران جارى بوده هر پادشاهى در آغاز سلطنت دربارهء روش و منش خود براى بزرگان دولت ايراد مىكرده و نمونههاى آنها را در شاهنامه فردوسى مىتوان يافت و مسعودى هم از آنها با عنوان « و كلامهم عند عقد التيجان على رؤوسهم » ياد كرده ، و ديگر سخنانى بوده است كه برخى از پادشاهان به مناسبت رويدادهاى بسيار مهمى كه در كشور اتفاق مىافتاده و ضرورت ايجاب مىكرده كه به آگاهى بزرگان دولت يا عامه مردم برسد ايراد مىكردهاند . سخنانى از اين دست كه در تاريخهاى عربى نقل شده كم نيستند و همين امر مىرساند كه در دورههاى نخستين خلافت اينگونه آثار مطلوب دبيران و نويسندگان و مورد مراجعه آنان بوده . خطبهء منوچهر قديمىترين خطبهاى كه از ترجمه عربى آن اثرى در منابع عربى اسلامى هست خطبهاى است از